کد مطلب: 26508       
تاریخ انتشار : ۱۳۹۷ يکشنبه ۲۶ اسفند ساعت 4:48
نسخه چاپی

آتشی که تر و ‌خشک را با هم سوزاند

بشارنیوز، بیژن کاظمی کیان// در آستانه ی سال جدید نهال های بی شمار هم استانی در وضعیت بغرنجی با دهها آسیب، گرفتار و با خطرات بی شماری در کمین، دست و‌پنجه نرم می کنند.
هیچ امنیت روحی و روانی در خانواده های صاحب نوجوان و جوان امروز نیست. آتشی گزنده اما خاموش، نهالستانِ نوجوان دهه های پس از شصت را، در حال فرا گرفتن است.
این بار خانواده ها درد شان را درون خود فرو برده و برای حفظ آبرو دم نمی زنند که مبادا قوم و خویش و همسایه ای بویی ببرد فرزندم کمبودی داشته یا در تربیتش کوتاهی کرده ام.
مصرف بیش از پیش مواد مخدر مدارس دخترانه و پسرانه به حدی است که اگر تا دیروز نگران استعمال قلیان یا سیگارِ نهال ها بودیم امروز و فردا آرزوی استعمالِ صِرف تنها این اقلام بنیادافکن را داریم.
اُفت تحصیلی و نتیجتاً ترک تحصیل مابین نوجوانان و جوانان، ﺍِﻧﺤﺮﺍفات ﺟﻨﺴﯽ ناشی از عدم شناخت و مطالعه، ترویج و افراط در خودارضایی و تجاوز به جنس مخالف در سنین بسیار کم، ﺩﻭﺳﺘﯽ ها و ارتباط های بی شمار ﺑﺎ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ، عدم ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻭ ناآگاهی ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻋﻮﺍﻃﻒ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩ و چیزی که عیان است ﺍﻧﺤﺮﺍﻓﺎﺕ اجتماعی بیشمار چون ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ خانه، ﺩﺯﺩﯼ از اعضای خانواده و همینطور جامعه ی اطراف از مدرسه تا خیابان و دزدی های بزرگتر ناشی از تخم مرغ دزدی مکرر؛
اﻋﺘﯿﺎﺩ ﻭ ترویج و تشویق دیگر هم سالان جامعه ی اطراف که درک درستی از مصرف و نوع مصرف ندارند و هل دادن افسردگی به آغوش اعتیاد، ناخودآگاه و به شکل سازمان یافته ای مابین نهال های جامعه مان وارد شده و چون طاعونی مسری شهر و روستا و طبقه و طایفه نمی شناسد.
یأس و ناامیدی از آینده و نگاه مأیوسانه شان به وضعیت دهه های پیشین و بیکاری بیش از پیش و فقر حاکم بر خانواده ها را نمی توان دید و با بی تفاوتی گذاشت و گذشت.
پشتیبانان این قشر خانواده ایست که در تأمین معیشت وامانده و آموزش و پرورشی که سالهاست بزرگترین مطالبه اش حقوق پایین معلمان است و بودجه های ناچیزی که صرف خدمات آموزش می شود، و نه چرایی انحراف نسل ها از پرورش صحیح؛ و به همین اندازه سهم فرهنگ و ارشادی است که کمتر نوجوانی حتی نامش را به گوش شنیده و نه چون پشتیبانی به خود دیده اند.
سرکوب درون خانواده، قیاس با دختر و پسران از ما بهتران(که در ناز و نعمت و اوج توجه رشد یافته اند) از نظر زیبایی و استعداد و ترتبیت و ... همینطور کمبود محبت هایی که هزینه ای نداشت و باید، اما همین را نیز دریغ کرده اند چه روزهایی و سالهایی را که تلخ خواهد کرد. نتیجتاً در این برهه خودکشی نه، اما نوع جدیدی از حالت خطرناک روانی را در این جامعه شاهدیم؛ از درونفرسودگی تدریجی و نوعی پوچ گرایی و روی آوری به هر چه که نباید را جوامع مختلف اطراف به صورت افراطی، از طرفی تحمیل کرده اند و از قضا منتظر به ثمر نشستن شان نیز نشستند؟ چه کاشته اید که منتظر برداشت با عیار بالا _بر کالبدهای بی روح و کم رمق شان نشسته اید؟
اما دو طرف(دختر و‌ پسر) نیز به مثابه جامعه ی گرگ صفت بهم آسیب می زنند از جمله آزار و اذیت های خیابانی که امروز دختر و پسر نمی شناسد و چنان یکدیگر را چون شیرینی و هلو می بینند که باید با ناخونک و گاز زدن از شرمندگی هم در بیایند؛ متعاقب دوستی های کاذب و سواستفاده هایی مکرر که گاها به تنگناهای باریک کشیده می شود.
خانواده ها شرایط را نمی سازند بلکه این شرایط حاد جامعه ی امروز است که تعیین کننده وضعیت نگران خانواده هاست؛ از همین روست که چه زیادند پدر و مادرانی که از نطفه هایی که به تأسی از تشویق و تبلیغات فرهنگی چند فرزندی به طرفیت حکومت و دولت ها بر خانواده ها سرازیر شد، سر از کوی پشیمانی درآوردند.
ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺁﺳﯿﺐﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ماﺑﯿﻦ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ امروز از ﻣﺮﺯ ﺧﻄﺮ عبور و با جرأت می توان گفت هیچ راه بازگشتی و تغییری بنیادین در راه نیست. هیچ تلاشی برای اصلاح و امیدی به تغییر روند نیست و جامعه ی به شدت آسیب پذیری و آسیب دیده ای را شاهدیم که این روزها در انواع نابه هنجاری ها غوطه ور و به حال خود رها شده اند. آیا زمان تجدید نظر در رفتار و نگاه همراه بی تفاوتی هایمان نرسیده و تا کی این جامعه ی بی پشتیبان باید به حال خود رها شود؟ تا چند نسل باید به یغما رفت و تا چند نسل باید نهال هایی معصوم را در این توحش خانه، تنها گذاشت؟



تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است

نام:

نظر شما:


 

کد امنیتی: