کد مطلب: 27371       
تاریخ انتشار : ۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت ساعت 11:05
نسخه چاپی

آزاده باشید اگر دین ندارید

از آنجایی که نبود انگیزه بر ذهنم سایه افکنده بود چند ماه گذشته قلم را لای دفتر گذاشته و آن را بر تاقچه وانهادم زیرا بواسطه مایوس شدن از بهبودی اوضاع مملکت بر خود باورانده بودم که من را با مردم و روزگار چکار شاید این مردم سزاوار این سرنوشت باشند اما با بازگشتی به خویشتن دریافتم ،آنچه از رسالت من باقی مانده، تنها نوشتن است و چنانچه ننویسم شاید در واپسین زندگی، هرگز خود را نبخشم

 بر این اساس بر آن شدم  تا دوباره بنویسم و از پدیده ای مرسوم به نام  *(لگام گسیختگی )* در ممکت بنویسم  از طوفان نابرابری ، بیعدالتی ، تبعیض  و گرایش به پیشه کردن مشی  ، بی وجدانی و بی شرافتی که بر وطن ما ایرانیان می وزد ،بنویسم . و از آنچیزی بنویسم که  الگویی از آن در تاریخ حتی  بندرت پیدا  نمیشود و پیوسته این رویکرد در تمامی  سطوح انسانی از  خرد گرفته تا کلان از عوام گرفته تا خواص رواج پیدا کرده است  و بعد از این همه فریاد روشنگری در آگاهی بخشی به  جامعه ،تا کنون راهی برای برچیدن آن یافته نشد و همواره این هجمه بی پروایی در رفتار،  جامعه را بمانند  قطار ترمز بریده ای کرده که  با سرعتی دو چندان  در  شتاب است
پدیده ای  که هم اکنون مانند موریانه تمام مکانیزمهای حیاتی جامعه، از پی گرفته تا ستون و دیوار ، و از کف گرفته تا سقف را در هم می نوردد
در این روزگار پر محنت  بدنبال سخنی گران  بودم تا آن را چاشنی گفتار خویش قرار دهم و  بتوانم آنچه را که در مملکت رواج پیدا کرده، تا جایی که جزو  فرهنگ این دیار گردیده است را به عرصه نقد  بکشانم  
به همین سبب به زندگی نامه و اثرات ماندگار  بسیاری از مشاهیر تاریخ  فارغ از هر نوع  دین و نژاد  نظری افکندم تا شاید چاشنی سخنم را در لابلای گفتارهای حکیمانه آنها بیابم و یافتم و چه بسیار هم یافتم و در میان یافته های خود در این رابطه ، بهترین سخن ، سخنی بود که بهای آن بسی سنگین  است
و آن بیان بی بدیل از  کسی نبود جز امام حسین ع که در روز عاشورا ایراد نمودند و آن سخن این بود که فرمودند :
 *ای مردم اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید*

آری مقصود امام ع، از آزادگی در این بیان  در حقیقت بمعنای رهایی از هر وابستگی و تعلق به دنیا و دین و نژاد و همچنین نگاهی ژرف به نفس وجودی انسان در شرافت و کرامت آدمی از منظر مشترکات انسانی در نظام آفرینش  بود و این سخن گهر بار امام حسین ع  در روز عاشورا خطاب به کسانی بود که یقین داشتند حق بجانب امام ع  و حاکمیت زمانه بر مشی باطل است   اما ره باطل را برگزیدند
روی این سخن امام با کسانی بود که بظاهر پوششی از دین را بر تن کرده بودند اما بمیزان شعور  خویش در آن روز ، با آگاهی تمام  مسیر انحراف را انتخاب نمودند
مخاطب امام کسانی بودند که تا دیروز آن روز ،اظهار ارادت به کیش امام کرده و کتابتهای بسیاری را  با بار شتر  به پیشواز امام ع ارسال و اما فریب دنیا و مافیها و ترس از جان خود  ، آنان را به تخاصم با امام وادار نموده است
 آری مردمانی که بر پیشانی  آنها  مرکهای (پینه های ) برجسته  از سجده های طولانی برآمده بود و بمانند کفتارهای حریص بر مردار ، دنیا را بر شرافت و انسانیت برگزیدند
کسانی که با  ترکیبی از چند گروه ، لشکری از  نفاق و بزدلی و نمامی و دنیا طلبی  و هر آنچه از پدیده خیانت  و تباهی و پستی و رذالت را در نظر بگیرید یکجا با خود جمع کرده  و با ولع تمام  در مقابل امام و انسانیت  بصف ایستاده بودند تا اینکه انحراف از مسیر حقانیت را به شکلی غلیظ ، پایدار و ماندگار نمودند و این ردای ماندگاری شوم  را در تاریخ،  بیشتر از شش قرن بر قامت بنی امیه و بنی عباس دوخته اند  
آری ، در این سخن امام تمامی  ایده ها و بعبارت امروز تمام اندیشه های دموکرات بشری و آنچه از قرنهای گذشته، پیش از روزگار امام تا به امروز  یعنی در درازنای تاریخ بشری  از قلم دانشمندان و مفسران در باره انسانیت و ارزشهای انسانی تراوش نموده است را در خود جمع نموده است.
در این سخن ،امام ع به اهمیت شرافت ، کرامت ، مردانگی ، غیرت ، جوانمردی ، آزادگی و فارغ بودن از هر نوع وابستگی فکری و دینی و اعتقادی اشارت داشته اند، چیزی که امروزه ما در ادبیات سیاسی به آن احترام  متقابل به مقام و ارزشهای  انسانی فارغ از هر اعتقادی نام میبریم
در آن روز که امام ع این سخن بی نظیر را گفتند در حقیقت عصاره  تمامی  آموزه های دینی ، عرفی و حقوق انسانی را در یک جمله  جمع کرده است  و در مقابل ایشان  جماعتی  قرار داشتند   که فقط در قامت آدمیزاد بوده  و بمانند کفتارهای فرصت طلب  در لشکر نامردی و خباثت به صف ایستاده بودند و فریاد (حق بجانب ما هست) را سر  می دادند در حالی که به دروغ گویی خود واقف بودند  و امام خوب می دانستند که آن جماعت علاوه بر دست شستن از دین ، حریت و آزادگی را به مسلخ بیداد و تباهی آورده اند
و اینگونه هست که این پدیده پلید یعنی همان *لگام گسیختگی* در رفتار و کردار  جوامع  دین محور نهادینه شد  و جامعه مسلمانان تا کنون دچار این خود باختگی هویتی گردیده است  هر چند این رویکرد زشت در دوران پیش از وی  بر جامعه آن روز  هم  چیره گشته بود به همین سبب ، این رسم گریز از انسانیت و آزادگی را رهایی از آن بسادگی امکان پذیر نبوده و  نخواهد بود
چنانچه به تاریخ دنیای مسلمین از شرق تا غرب عالم نگاهی نه چندان عمیق انداخته شود این ادعا بوضوح قابل دریافت است

حال روی سخن من با مردم   است
مردمی که بزعم خود در تاریخ  پیشینه درخشانی دارند اما در این روزگار آنچه از آنها سر زده است پیشنه تاریخی این ملت بقول متمدن را به زیر تیغ شک و تردید برده است گر چه در تاریخ گذشته خطاهای بزرگ را بحساب حاکمیتها  نوشته اند اما سهیم بودن گذشتگان ما  در به تاراج گذاشتن مملکت و عقب ماندگی آن  در سالیان گذشته  چندان هم بدور از ذهن  نیست  بنابراین  آنچه که از تباهی و هرج مرج ، امروزه در مملکت بوضوح مشاهده میشود تمامی آحاد ملت از مدیران  گرفته تا همه شهروندان ، بنوعی در این رویه دخیل خواهند بود 
اکنون ما را چه پیش آمد  که اینچنین به هر رفتار رذلی  آلوده گشتیم  تا جایی که بیشتر هم وطنان خود را  که در طبقات ضعیف قرار دارند  زیر گامهای نابرابری و بی عدالتی لگدمال کرده ایم

*آری ای مردم،  اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید*
آنچه امروز لازم است در گوش جان و وجود  ما فریادش  تا  فلک بلند شود همین سخن امام ع است که وجدان انسانها را به بیداری فرا میخواند 
اگر رویدادهای پیش آمده برای مردم ایران  را به دو بخش برون مرزی و درون مرزی تقسیم بنماییم و به تحلیل آنها بپردازیم قطعا باور داریم  که نظام سلطه یا همان امپریالیزمی که مد نظر ما هست نقشی تاثیر گذار بر رخدادهای سرزمین  ما داشته و خواهد داشت و این امری غیر قابل انکار است  اما در نگاه به درون مملکت و آنچه هر روز در گوشه ای از این آب و خاک اتفاق می افتد را چه نقشی دیگران میتوانند در ایجاد آنها داشته باشند و بالاخره  ما نفهمیدیم  که دول غرب و شرق و ایادی آنها را چه ارتباطی با اتفاقات بوجود آمده در مملکت هست 
اگر پدیده هایی  مانند دزدی  اختلاس  لابی گری. پارتی بازی و رابطه بازی و عملکرد  بی عدالتی و تبعیض و حیف و میل اموال عمومی و دور زدن و یا فرار از قانون و شاید هزاران موردی که منجر به هرت گرایی شده است را منصفانه و بدقت بنگریم ارتکاب چنین عملکردی را به دشمنان خارجی  چه ارتباطی دارد
در مملکتی که مردمانش ادعای پیشینه چند هزار ساله در تمدن را دارند  و بقولی  در زیر بیرق دین و دینداری و دموکراسی قرار دارند این همه نابسامانی و افسار گسیختگی را باید چه نامی بر آن نهاد  آیا سزاورار است بعد از چهل سال که از انقلاب میگذرد به اینجایی برسیم که صدای طبل و شیپور فساد فراگیر، در تمام زمینه ها  گوش جهانیان را کر بنماید
پس *ای کسانی که عرصه را بر مردم تنگ نموده اید   آزاده باشید اگر دین ندارید*
زیرا برگزیدن شرافت و کرامت و بیداری وجدان و پایبندی به اصول انسانی به هیچ دین و مذهبی مرتبط نیست .
پس *آزاده باشید اگر دین ندارید*.
و این را هم بگویم که ملت ما در این  طوفان خانمان برانداز  بی تقصیر نخواهند بود زیرا در انتخاب کارگزاران خویش دقت نکرده  و نمی کنند و در نتیجه دود کور کننده این گزینشهای نابجا و نابخردانه بچشم خود ملت رفته و خواهد رفت
و در پایان  همه ما میدانیم که انسانیت و شرافت و آزادگی  را خرید و فروشی نیست  پس ای کسانی که  مردم به شما اعتماد  کرده اند*آزاده باشید اگر دین ندارید* در غیر اینصورت مسئول فروپاشی اجتماعی ، فرهنگی، تاریخی،  دینی ، اقتصادی و حیاتی و  حتی خانوادگی این ملت شما خواهید بود.
 
حبیب - جهان آرا
اردیبهشت نود و هشت



برچسب ها : ,

تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است

نام:

نظر شما:


 

کد امنیتی: