کد مطلب: 27131       
تاریخ انتشار : ۱۳۹۸ شنبه ۷ ارديبهشت ساعت 5:42
نسخه چاپی

اینکه اصلاح طلبان اهل معامله گری نیستند، خنده دار نیست؟

بشارنیوز، سیدعلی عباس محدث// معامله از مفاهیم و واژه های علم اقتصاد است. در روابط معامله گری، دو طرف کالایی یا شیء را در مقابل هرآنچه مورد توافق و نیاز فروشنده باشد، در روابطی دو طرفه رد و بدل می کنند. شاید از نگاه شخص ثالث، یکی از طرفین منفعت بیشتری به دست می آورد ولی در معامله، چون هر کس به دنبال رفع کمبودها و نواقص خود می باشد، بنابراین منفعت طلبی و جاه طلبی هر کدام قابل تصور است. ولذا منفعت و سود بیشتر در متن معامله نهفته است. این واژه را علم سیاست از اقتصاد به عاریه گرفته و گاهاً برای تسهیل فهم خواننده و اقناع آنها از روابط دو طرفه و گاهی هم برای نمایش ژست سیاسی و اقتدار کاریزماتیک، دست به دامن سایر علوم انسانی می شود.
اینکه علوم از همدیگر واژه ها را قرض بگیرند اشکالی ندارد منتهی اینکه نتوانیم هر واژه را با صداقت و راستی معنایش، در جای مناسب بکار بگیریم، به دوستان و تیم فکری خود که لفاظی های بزرگان را بدون تفکر می پذیرند، خیانت کرده ایم. چراکه ذهن آنها را به انحراف می بریم. بارها در وادی سیاسیون و در نقد رقبای سیاسی با این ادبیات مواجه شده ایم که فلان شخص یا فلان گروه و جناح سیاسی این معامله را انجام داده یا به دنبال به دست آوردن این مقدار منفعت، اینگونه معامله را با رقیب سیاسی خود داشته است.

البته ناگفته نماند که این نوع کنش را بیشتر در مشرق زمین یا کشورهای توسعه نیافته شاهدیم. در این جوامع به لحاظ ناهمگونی ساختارها، عدم انتظام الگوها و نمادهای سیستماتیک در لایه های تخصصی، عدم شفافیت در دیدگاهها، آموزش و پرورش و نظام آموزشی فَشَل، انتصاب افراد ناکارآمد و ناآگاه در حوزه های مختلف و عدم آزادیهای مدنی و پایبندی به قانون و دهها اشکال و فقر فکری و فرهنگی، همیشه در این جوامع افراد دلال صفت و نادان تصمیم گیرنده هستند. آدم های غیر تخصصی بر مسندهای مهم تکیه داده و اعمال نفوذ می کنند و ارائه طریق می دهند.  نوابغ و مشاهیر و مفاخر این جوامع برای به دست آوردن کرسی خدمت یا باید هجرت کنند و یا سکوت اختیار نمایند و یا باید در زیر پرچم کسانی که فهم اندک ولی لابی اکمل دارند و قدرت سیاسی نامشروع غصب نموده اند، قرار بگیرند.
در کشور ما نیز به لطف آزادیهای مدنی مشروع، رأفت اسلامی، پاسداشت کرامت انسانها، دمکراسی و اعتماد به انتخاب مردم و همچنین مختار بودن افراد گوناگون در بیان دیدگاههای مختلف و تحلیل های به میل خود، عده ای مثلاً روشنفکر و مصلح اجتماعی به جای تعیین اولویت ها و تدوین راهکارهایی که منجر به ایجاد انگیزه ملی، انسجام اجتماعی و توسعه همه جانبه باشند، مغلطه می کنند و سفسطه می گویند که شاید بتوانند نقش محوری خود را در بین کسانیکه «همچون ماهیانی هستند که فکر بیرون رفتن از برکه را ندارند»، حفظ کنند.


این افراد گاهی ادعا می کنند که مثلاً «نیروی رده ی چندم اصلاحات مجبور هست با نیروی رده اول اصولگرایی مبارزه کند» یا می گویند که « اصلاح طلبان واقعی اهل معامله گری نیستند». فکر می کنم این دوستان یا از ذهن فعال و حافظه حداقلی که 30 سال گذشته را مرور کنند، برخوردار نیستند و یا عمداً به دنبال تشویش اذهان و فریب افکار عمومی هستند تا بویژه جوانان را از واقعیت های خیانت بار خود مغفول نمایند.
اولاً که این انقلاب به پشتوانه خرد جمعی دین باوران و نیک اندیشان جامعه و مردم ستم کشیده و استعمار زده و به زعامت مرجع عالیقدر شیعه حضرت امام خمینی(ره) صورت گرفت. پس هرگونه نگاه قیم مآبانه اصلاح طلبان و یا اصولگرایان به دستاوردهای انقلاب، ماهیتاً مطرود است.
دوماً هزاران جوان مستعد، متعهد و مکتبی برای این انقلاب از جان خود گذشتند تا به قول شیخ محمد خیابانی«آنها جان دادند تا آینده این مردم و مملکت  شبیه گذشته نباشد» و سلامت و امنیت بر قرار باشد. پس انقلاب تجزیه پذیر نیست که برخی اشخاص و گروه ها، دورهمی تشکیل داده و داستان بنویسند و در جهت منفعت طلبی خود، اساسنامه و برنامه مشق کنند.
علی ایحال، اگر این افراد از همه ی اتفاقات 40 سال گذشته عبرت نگرفته و همچنان به دنبال دوقطبی کردن انقلاب و مردم باشند، بخشی از رفتارهایشان را متذکر می شوم تا شاید به خود آیند و فکر نکنند که دیگران متوجه دُگم اندیشی آنها نیستند.
-    آیا مرحوم آیت الله هاشمی و آقایان دکتر معین و مهندس مهرعلیزاده و حاج آقای کروبی نیروی رده اول اصلاحات نبودند که در مقابل دکتر احمدی نژاد شکست خوردند؟
   آیا میرحسین موسوی و حجت الاسلام کروبی مردان اول اصلاحات نبودند که در مقابل دکتر احمدی نژاد شکست خوردند؟
   آیا لیست اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر جزء گزینه های اول اصلاح طلبان نبود که به کرات شکست خوردند؟
-    آیا شکست های مستمر اصلاح طلبان در استانها و شهرستانهای مختلف در ادوار گوناگون را در مقیاس تحلیلی تان آورده اید؟
و یا می گویند که اصلاح طلبان واقعی اهل معامله گری نیستند. اگر اهل معامله نیستند:
-  پس چرا عالیجناب سرخ پوش که در 6 سال اول دولت اصلاحات به شدت در مظان اتهامات قرار گرفته بود، رهبر عادل و فاضلِ اصلاح طلبان برگزیده شد؟ اگر معامله گری در این ارتباظ نبود پس چه بود؟
- آیا همگرایی آقایان خاتمی و ناظق نوری و یا هم گروهی و اتحاد جمیع لاریجانی ها و علی مطهری با امثال محمود صادقی و کواکبیان و صادق زیباکلام و .... معامله گری نیست؟
- در مقیاس کوچکتر توضیح بدهم که شماها با شرایط آن دوران آشنایی بهتری دارید، آیا هم نشینی بهرام تاجگردون اصلاح طلب(چپگرا) با سید محمد حسین محقق اصولگرا(راستگرا) پر از منفعت طلبی و معامله گری نبود؟
- آیا اصلاح طلبان بسیار فعال و حقیقی کهگیلویه با سید محمد موحد و سید علی  محمد بزرگواری و الان هم با سردار عدل هاشمی پور، معامله نکردند؟
- آیا در 8 سال اخیر، اصلاح طلبان بویراحمد با حاج غلام محمد زارعی اصولگرای سنتی معامله نکرده اند؟
- آیا نتیجه عام این معامله گریها چیزی غیر از استحاله مردم، خدمات دولتی و نظام اداری بود؟
- آیا نتیجه این معاملات و توجیهات بدتر از فرمایشات شما چیزی غیر از به انحراف کشاندن اذهان مردم و خیانت به نسل سوم و چهارم انقلاب است؟
- آیا نتیجه ی این تحلیل های نابجا و غیر علمی تان توهین به شعور ملت نیست؟
- آیا به دستاوردهای فرزندان ملت د رعرصه های دفاعی، صنعتی، کشاورزی و ... توجه داشته اید؟
- آیا یک طرح، بله، یک کار مهم اقتصادی در دوران اصلاحات و اعتدال که خود شروع کرده باشند و خودشان هم به سرانجام رسانده باشند را می توانید نام ببرید؟
- چرا فکر می کنید هنوز هم باید ملت ایران تاوان این شعار زدگی و خود فریفتگی تان را بدهد؟
- به خیانتهای و جاسوس بازیهای وزرا و کارگزارانی که از سال 1382 تاکنون  از مملکت خارج شدند و برای نظام و مردم دردسر ساز شدند توجه کنید و به صراحت بگوید که در کدام دولتها پُست داشتند و مسئول بودند؟
پس توصیه می کنم که به نظر مردم توجه کنید نه ایده های آب برده و محفوظات پوسیده..



برچسب ها : ,

تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است

نام:

نظر شما: