کد مطلب: 26531       
تاریخ انتشار : ۱۳۹۷ دوشنبه ۲۷ اسفند ساعت 9:45
نسخه چاپی

دهدشت از شرم فرو ریخت

قومی غمگین و خود مدان غم ز کجاست

قومی شادان و بیخبر کان ز چه جاست

چندین چپ و راست بیخبر از چپ و راست

چندین من و ماست بیخبر از من و ما است

حضرت مولانا

بشارنیوز، ایرج اقبال فر// در میان همه هیاهوهای این روزهای بازار میوه و آجیل و سیاست، کاروانسرای قدیمی دهدشت فرو ریخت.
به یمن وجود تکنولوژی و رسانه های مجازی، این خبر بازتاب مناسبی داشت. شاید برای مخاطبی که فراسوی جغرافیای کهگیلویه، این خبر را میخواند، حادثه عجیبی رخ نداده باشد اما برای امثال ما که کاروانسرای قدیمی دهدشت و شهر کهنه، یک نوستالژی تمام عیار است، این پایان خوشی بر همه دردهای سال 97 نبود. دردی بود ورای دردهای تلنبار شده دلمان و روح و جسممان. نه تنها مهمترین نماد فرهنگی ما، که یادگار همه دلخوشیهای کودکی مان به ناگهان فرو ریخت. مهم نیست چه کسی مقصر است. مهم نیست این فرو ریختنها، حاصل بی تدبیری کدام مسئول و کدام مدیر است.
مهم این است که دلمان شکست.
گوئی، کارونسرای شهرمان هم از این همه دلنگرانی ها، تاب نیاورد و دلش شکست. شکست از این همه فقر و فلاکت. شکست از این همه بدعهدی ها و وعده های بی سرانجام. کاروانسرا فرو ریخت، وقتی که ضجه مادران دیارمان را شنید.
 وقتی که دستان خالی پدرانمان را دید. وقتی که بی کاری جوانانمان را دید و از بی تفاوتی همه کسانی که سنگ پیر و جوان و زن و مردمان را ریاکارانه به سینه میزنند و روز فریاد همراهی میزنند و شباهنگام به ریش همه میخندند.
کاروانسرایمان دیر فرو ریخت.
صبور بود. باید سالها پیش فرو میریخت.وقتی که در جوارش، بهترین جوانان شهر از سر نداری و بیکاری به ورطه اعتیاد افتادند و جان دادنشان را به نظاره مینشست. وقتی که تفاوت انسانها در این دیار به اندازه تفاوت فقیر و غنی سقوط کرد.
وقتی فرهنگ ما دگرگون شد.
جناب استاندار، آقای مسئول، آقای نماینده:
همه آن وعده های بی سرانجام را فراموش میکنیم. بازگشائی جاده دهدشت، پاتاوه و پتروشیمی و معدن فسفات و جاده سوق و... همه و همه را فراموش میکنیم. اما فروریختن سند هویتمان فراموش شدنی نیست. این یکی با دلمان گره خورده بود. دلمان شکست.
این دل شکسته، در پس غبار زمان فراموش نمیشود. این شکستن، با شکستنهای قبل فرق دارد.این فرو ریختن، با فرو ریختنهای قبلی متفاوت است.
این بار نه کاروانسرا که همه هویتمان فرو ریخت. نه از باد و نه از باران. از شرم فرو ریخت.



تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است

نام:

نظر شما:


 

کد امنیتی: