کد مطلب: 25548       
تاریخ انتشار : ۱۳۹۷ پنج شنبه ۲۰ دي ساعت 3:39
نسخه چاپی

سهم کودکان ایران زمین از بودجه چقدر است‌؟

ما و شما که محصول دوران مدارس با حیاط های بزرگ، برف های یک متری، خواهر و برادر های زیاد ، بازی های شاد و کودکانۀخیابانی بودیم چنین شدیم وای به حال نسلی که نه طبیعتی می بیند نه بازی کودکانه دارد...

امید خزانی- این روزها همۀ نهادهای ریز و درشت ، شناخته شده و گُم‌نام همه در حال رایزنی برای دریافت سهم بیشتری از بودجۀ ایران‌زمین هستند.

اما در این وانفسا وارثان و مالکان اصلی ایران‌زمین که میلیون‌ها کودک این سرزمین‌اند نه ردیف بودجه‌ای به نام‌شان هست و نه متولی و حامی دارند که برای‌شان و به نام‌شان رای‌زنی کند و سهم آنها را از راهروها و دالان‌های پیچ در پیچ و لابی‌های قدرتمند بستاند. 

در حالی که چشمان معصوم‌شان از پس ماسک‌های سبز و سفید که ۶ ماه آلوده سال مزاحم‌شان است و خنده‌های کودکانه شان را به سرقت برده , فریاد می‌زنند که حداقل حق آنها از میراث سرزمینی، هوایی است پاک و آبی است گوارا و پیاده راهی است ایمن که شلنگ‌انداز و چالاک راه مدرسه تا خانه را بپیمایند!

سهم کودکان ایران زمین از بودجه چقدر است‌؟

کودکانی که در پیاده را باید حواس‌شان به راکبان عجول موتورسیکلت باشد و ماسک‌شان را همواره همراه داشته باشند؛ نه می دانند لابی‌گری چیست‌، نه می دانند که ملاحظات بودجه ای و تفریغ به چه معناست و نه نامی از صدها موسسه ریز و درشتی شنیده اند که سهم آنها ازهوای پاک و آب سالم و مدرسه ایمن و اردوگاه تفریحی- آموزشی و ناوگان حمل و نقل مطمین و معلم بی دغدغه را می بلعند، کجا هستند و چه می کنند؟!

راستی سهم کودکان کار کجاست‌؟ همانها که گویی تصویری زنده از کودکان کار آثار چارلزدیکنز هستند که در تهران قرن ۲۱ سربرآورده اند‌! 

همان‌ها که در سرما و گرمای سر چهارراه ها در پی بی تفاوتی من و شما ذره ذره نفرت در وجود کوچک خود جمع می کنند و جایی در زیر پوست این شهر انبار می کنند تا کجا انبار باروت نفرتشان چند صباحی دیگر در قامت قاتل زنجیره ای یا اسید پاشی کینه توز و خفاشی در شب رخ نمایند ! حواسمان هست؟

شراره های آتش فقط کودک سیستانی و شین آبادی را نمی سوزاند و سوزش سرب ذرات معلق گلوی کودکان تهران و اصفهان و تبریز را می گدازند. کودکانی که خنده را فراموش کرده اند.

سهم هزاران کودکی که پدرشان خودرو ندارد از بنزین ۱۰۰۰ تومانی جز آلودگی بیشتر و بیماری ریوی های ریوی است‌؟

اگر برایشان دیزنی لند و شهر رویا پردازی نساختیم دست کم هوای پاک را از آنها نگیریم و اندک ذخیره آبی برایشان بگذاریم . مگر نه اینکه نیاکان ما شعارشان این بود که 

دگران کاشتند و ما خوردیم/ ما بکاریم و دیگران بخورند!

آیا اندیشیده اید ۱۰ سال آینده وقتی چنین کودکانی که نه هوای پاکی داشته اند؛ نه طبیعتی دیده اند و نه امنیت روانی داشته اند و نه کودکی کرده اند ؛ چگونه این جامعه را در دست خواهند گرفت؟!

مگر نه این است که ۹۵ درصد بودجه آموزش و پرورش صرف پرداخت حقوق و امور جاری می شود؟! پس سهم خلق شادی و نشاط و آرامش برای کودکانی که باید انسانهای سالمی باشند کجاست؟

چه تعداد اردوگاه تفریحی-آموزشی مثل میرزاکوچک رامسر که بیش از ۴۰ سال از ساختشان می گذرد در سال های اخیر ساخته شده است‌؟ مگر نه این است که چنین مکان هایی شرط لازم برای آموزش مهارت ها و مفاهیمی پایه است ؟ سهم بودجه ای مبارزه با معضل کودکان چاق و کم تحرک و مبتلا به بازیهای رایانه ای کجاست‌؟

جناب مسوول ، آقای نماینده ؛ گوش‌‎هایتان را به باد بسپارید و بشنوید آه دل کودکی را که پدرش در تنگنای معاش دوچرخه اش را فروخت و آن طفل خودش را کشت و وجدان های خفته ما را نهیبی چند روزه زد ! آن کودک و هزاران کودک چون او در پیچی از تاریخ جلوی من وشما را خواهند گرفت و روز واپسین شما باید پاسخ دهید که " بای ذنب قتلت ". 

سعدی و حافظ میراث جاویدانشان را خود پاسداری می کنند و حافظان بی ادعایی چون استاد شجریان را دارند که طنین اشعارشان را در پهنه فرهنگی ایران جاودان کنند بی آنکه نام آنان را برای خود نان کنند و بر خوان بودجه ای بنشینند که به نام سعدی و حافظ است اما به کام دیگران!

آقای مدیرعامل و دبیرکل فلان بنیاد فرهنگی بدان که باید پاسخگوی ندا و دردمندی کودکانی باشی که با ۳۰۰ یا ۶۰۰ میلیارد بودجه بنیاد تو می شد برای پدرش و ۶۰۰۰ پدر و کودک دیگر شغل و امنیت روانی ایجاد کرد‌!

مسوولان محترم ؛ کدامیک از شما اصول ۵۴ گانه حقوق کودکان یونیسف را خوانده اید؟ اصل ۳۱ : تو‌حق بازی کردن و استراحت داری. اصل ۳۲: تو حق داری که در برابر کاری که به دو آسیب می زند و مانع آموزش ات می شود محافظت شوی ! گویی کشورهای چون امارت که سابقه فرهنگی و ادبی ما را ندارند از ما پیش افتاده اند که قوانینی چون Wadeema را با میلون ها دلار پشتوانه اجرایی وضع کرده اند. 

سخن آخر‌؛ ما و شما که محصول دوران مدارس با حیاط های بزرگ، برف های یک متری، خواهر و برادر های زیاد ، بازی های شاد و کودکانۀخیابانی ؛ هوای پاک، رودخانه های پرآب بودیم چنین شدیم وای به حال نسلی که نه طبیعتی ببیند , نه بازی کودکانه و نه آموزش دوراز فشار و سایه کنکور‌!



برچسب ها : ,

تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است

نام:

نظر شما: