کد مطلب: 26763       
تاریخ انتشار : ۱۳۹۸ يکشنبه ۱۸ فروردين ساعت 6:25
نسخه چاپی

عامل اصلی شکست اصلاح طلبان کهگیلویه، دو شخصیت پیشتاز جریان است

با توجه به رای بالای اصلاح طلبان در چهار شهرستان کهگیلویه، بهمئی، چرام و لنده، گفتگویی را با یکی از چهره های شاخص این طیف انجام می دهیم.

با شروع سال جدید، وزیر کشور در مصاحبه ای کلید ورود به سال انتخابات مجلس در اسفند ماه 98 را زد تا برخی افراد که در سر خود سودای ورود به رقابت های انتخاباتی را دارند، عملا وارد گود شوند و شروع به محک زدن خود بنمایند. در این بین در حوزه چهار شهرستان کهگیلویه، بهمئی، چرام و لنده که همیشه زودتر از دیگر مناطق کارزار را شروع می کند ! اینبار هم سنت شکنی نکرده و در همین ایام عید و با استفاده از فرصت چند هفته ای بوجود آمده دو کاندید که شواهد و قرائت حضور آن ها را در انتخابات اسفند حتمی نشان می دهد ، وارد جو تبلیغاتی شده و کار خود را آغاز نمودند. سید محمد موحد و عدل هاشمی پور ، دو کاندید اصولگرا ایام عید به شدت فعال بودند اما موضوع بسیار عجیب ، خمودگی و سکوت عجیب در اردوگاه اصلاح طلبان بود تا این نکته را تداعی کند که گویا اصلاح طلبان از هم اکنون خود را بازنده می بینند و چندان رغبتی به نشان دادن تحرک از خود ندارند.
تابناک کهگیلویه و بویراحمد سعی کرده است با توجه به رای بالای اصلاح طلبان در چهار شهرستان کهگیلویه ، بهمئی ، چرام و لنده ، گفتگویی را با یکی از چهره های شاخص این طیف انجام دهد.
 
دکتر منوچهر جوانمردی ، چهره شاخص علمی ، سیاسی شهرستان بهمئی است که اکنون به عنوان عضو هیئت علمی و استادیار و معاونت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز ؛ استاد مدعو دانشگاه شهید چمران اهواز ؛ نویسنده بیش از هفتاد مقاله علمی و پژوهشی و ISI و همچنین وی به عنوان رئیس حزب " عدالت و آزادی ایران اسلامی منطقه خوزستان" از احزاب اصلاح طلب مشغول فعالیت است.  مصاحبه پیش رو را با این چهره سیاسی و علمی اصلاح طلب می خوانید:
آیا با توجه به سخنان رهبری در خصوص گام دوم انقلاب و انتخابات مجلس خصوصا بحث جوانگرایی در کهگیلویه و بویراحمد در مورد کاندیداها ، باید نمایندگی را به جوانان سپرد؟ چند روز قبل بزرگواری نماینده اصولگرای سابق مجلس طی بیانیه ای با ذکر دلایلی که هدف آن کناره گیری سیاسیون پا به سن گذاشته و بی انگیزه از صحنه رقابت های انتخاباتی و دادن میدان به جوانترها و با انگیزه ها بود ، خواستار کنار رفتن افراد پا به سن گذاشته شد ، تحلیل شما در خصوص ترویج چنین دیدگاهی در میان اصلاح طلبان چیست؟در خصوص کنار کشیدن کسانی که در دوران پایانی عمر سیاسی خود هستند آیا موافقبد و اگر موافقبد چه توصیه ای دارید؟
تجربیات ۸ سال دفاع مقدس یکی از مصادیق بارز موفقیت و تاثیرگذار مدیریت جوانگرایی به وضوح اثبات شده است ؛ همچنین مدیریت موفق جوانگرایی دهه اول انقلاب اسلامی نیز این مدعا را به روشنی ثابت میکند. لذا لازم است که به جوانان اعتماد کرده و افرادی که در حال گذران پایان عمر سیاسی خود بوده ؛ و همچنین افرادی که از آزمایش مردمی نمره قبولی نگرفته اند ؛ میدان رقابت را به جوانان واگذار نمایند. آقایانی که بیش از چهار دوره کرسی نمایندگی حوزه را در اختیار داشته اند و اخیرا نیز ادعای تغییرات ساختاری و زیربنایی اساسی در شهرستانهای چهارگانه را در دوره خود داشته اند باید بدانند که قضاوت مردم به گونه ای دیگر است ، بدانند که این تغییرات هر چند ناچیز همگام با سایر مناطق کشور نیز نبوده و در مقایسه با سایر استانها و استعدادهای منطقه ای بیشتر ناشی از عامل زمان بوده ، کما اینکه این تحولات در سایر شهرستانها و استانهای همجوار دو چندان بوده و متاسفانه باید پذیرفت که در دوران طولانی نمایندگی خود فعالیتهای عمرانی و زیر بنایی و ساختاری بر مبنای قضاوت مردمی ؛ اولویت شان نبوده و عمدتا مسائل حاشیه ای از قبیل اشتغال فردی و محبوبیت فردی و رای اوری اولویت شان بوده است.

لذا آقایان امتحان پس داده خواهشا زحمت را کم کنید؛ نشاط جوانان با شرایط امروز کشور هماهنگ تر است. امروزه جامعه نیازمند بهره گیری از جوانان در عین حال با تجربه ؛ توانمند؛ پرانرژی ؛ باانگیزه ؛ با نشاط؛ متخصص؛ خلاق و متعهد است. که در این حوزه الحمدالله فراوان از این استعدادها یافت میشود. جوانانی که دارای دانش لازم ؛ آشنا با اصول برنامه ریزی و طراحی ؛ استفاده از ظرفیت دانش و تجربیات دیگران و توان درک شرایط زمانه را دارا میباشند.
اگر شرایط خمودگی و بی تحرکی اصلاحطلبان به همین منوال ادامه پیدا کند به نظر شما ورود چهره اصلاح طلبی به رقابت انتخاباتی صلاح است؟ به نظر شما عملکرد ضعیف روحانی می تواند بر میزان رای اصلاحطلبان کهگیلویه و بویراحمد تاثیر منفی داشته باشد؟

یک موضوع اساسی را  که باید در ابتدای پاسخ به این سئوال یادآوری کرد اینکه در شرایط کنونی سیاسی جامعه امروز ما از دید ناظران سیاسی ؛ افول اقبال مردمی و رویگردانی مردم از این دو حزب ؛ با توجه به مشکلات عدیده اقتصادی و سیاسی کشور و پاسخگو نبودن این احزاب ؛ لزوم یک گفتمان جدید متناسب با اوضاع اقتصادی و سیاسی احزاب را می طلبد.
واقعیت این است که مردم امروز به این نتیجه رسیدند و چنین تصوری از احزاب برایشان ایجاد شده که رقابت احزاب اصلاح طلب و اصولگرا ؛ همان دعوای بر سر لحاف ملانصرالدین است و نه بر سر مشکلات و منافع ملی مملکت و ملت ؛ لذا باید گفتمان احزاب برای تغییر جدی این تفکر و ذهنیت بحق مردم بطور کامل تغییر کند و وظیفه احزاب تقویت امید اجتماعی و ارائه راهکارهای مناسب برای خروج از این بن بست های سیاسی و اقتصادی است.
علی رغم اینکه بخش زیادی از مردم بدلیل عملکرد نامطلوب دولت ، نسبت به جریانهای سیاسی و بویژه اصلاح طلبان دلسرد شده اند زمان آن فرا رسیده که رهبران اصلاح طلبی ؛ با یک تحول و تفسیر جدی و جدید خود و جریان اصللح طلبی را با افکارسنجی و متناسب با نیاز و مطالبات مردم متحول نمایند. و گر نه باید منتظر شکست و یا عبور مردم از نام و اعتبارشان باشند.
هر چند که نمی توان به صراحت به این نتیجه رسید که رویگردانی مردم از دولت روحانی به روی خوش نشان دادن به اصولگرایان منجر شود. و هر چند که بد و یا خوب بودن روحانی به پای اصلاح طلبان نوشته میشود ؛  ولی روحانی یک اصولگرای متعادل مثل لاریجانی و نه حتی مطهری است . بی تفاوتی روحانی به اصلاح طلبان ؛ عدم برآورده شدن انتطارات اصلاح طلبان از روحانی و نزدیکی بیشتر روحانی به اصولگریان تا اصلاح طلبان مبرهن است.
اصلاح طلبان این روزها بیش از هر زمانی ؛ به ضرورت پالایش درون گفتمانی و تقویت بنیان های فکری خود نیاز دارند. از نظر ناظران سیاسی تنها راه گذر از چالشهای کنونی ؛ تداوم اصلاح طلبی ولو با عبور از اصلاح طلبی کنونی میدانند.و بر این باورند که این دوره گذر باید سپری شده ، و بویژه این دوره گذر ، با بررسی آسیب شناسانه ساز و کار تصمیم گیری های جمعی در شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان و عملکرد آنان در قالب فراکسیون امید در مجلس می تواند نقطه قوتی قابل اتکا جهت ثبات این جریان در آینده باشد.
نتیجه آنکه جریانات سیاسی کشور و از جمله اصلاح طلبی دچار درد ضعف گفتمانی شدیدی شده اند ؛ هر چند که اصلاح طلبان مدام از لزوم تغییر در چارچوب فکری سخن میگویند ، ولی هنوز بطور مشخص و دقیق ماهیت و کیفیت این پوست اندازی را مشخص نکرده اند.
لذا تا انتخابات مجلس کمتر از یک سال باقی مانده ؛ اکنون زمان آن رسیده تا به جای تمرکز صرف به رقابتهای انتخاباتی ؛ به نقد درون گفتمانی خود بپردازند ؛ تا بتوانند در انتخابات پیش رو با دست پر و با رویکرد اقناعی ، مردم را به مشارکت سیاسی فرا بخوانند نه با رویکرد منفعلانه و همان گفتمان مردود و منسوخ گذشته.
 
دو چهره شاخص و احتمالی اصولگرا از روزهای آغازین سال جدید شروع کار خود را به نوعی علنی کردند به نظر شما اصلاح طلبان همچنان خاموش منتظر جولان سیاسی این دو کاندید خواهند ماند ؟

در پاسخ به سئوال فوق باید متذکر شد که افراد در چارچوب قانون ؛ مجاز به فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود هستند، ولی منفعلانه عمل کردن اصلاح طلبان قابل تامل است . اصلاح طلبان باید از این موضع بی تفاوتی بیرون آیند و هر چه اصلاح طلبان دلسرد شوند و خود را به حاشیه ببرند زمینه را برای حضور رقیب در عرصه بیشتر مهیا می نمایند .
بنابراین باید اصلاح طلبان بسیار مسئولانه تر در صحنه حاضر شوند ؛ هر چند ناملایماتی نیز وجود دارد ؛ اما باید از همین فضا نیز حداکثر استفاده را نمود.
متاسفانه همانند دوره های گذشته نیز کم تحرکی ؛ عدم درک واقعیت میدان سیاست و دست کم گرفتن رقیب؛ باعث از دست دادن میدان رقابت به نفع اصولگرایان شده است.

البته یک واقعیت کلی جریانات سیاسی و احزاب کشور را باید اذعان داشت که تداوم ضعف فعالیت های جریانهای سیاسی و بویژه جریان اصلاح طلبی ، فضای سیاسی را به سمت رکود و بی تحرکی پیش میبرد. در چنین شرایطی همه جریانهای سیاسی و از جمله اصلاح طلبان ، چاره ای جز ، بازاندیشی بر بنیان های فکری و اصول کنشگری و گفتمانی خود ندارند.
بیش از دو دهه است که رقابت و برهم کنش دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا معادله سیاسی شهرستانهای چهارگانه را از خود متاثر کرده است. طی این مدت نزدیک به ۲۸ سال همیشه جریان اصلاح طلب بازنده میدان رقابت بوده ؛ و این در حالی است که گویی ناامیدی مردم از جریان اصولگرا ؛ بدلیل اختلافات درون حزبی اصلاح طلبان نیز چاره کار نشده ، و علت واگذاری میدان رقابت ؛ نه فقط قدرت سیاسی رقیب و نه استقبال مردمی و یا حتی توان بالای مالی رقیب ؛ بلکه اختلافات درون حزبی ؛ دوگانگی و دو طیفی اصلاحات بوده است.

برخی بر این عقیده هستند عامل موفقیت اصولگرایان در چهار شهرستان با وجود حضور چند کاندیدا ، از هم گسیختگی اصلاح طلبان است که نهایتا سبد رای اصلاح طلبان به سمت کاندیداهای اصولگرا می روند! دیدگاه خود را در این زمینه تشریح کنید؟

متاسفانه باید این واقعیت را نیز پذیرفت ؛ زیرا عامل موفقیت اصولگرایان در شهرستانهای چهارگانه در این چند دوره متوالی ؛ نه ناشی از پذیرش مردمی آنها ؛ بلکه در اختلاف درون حزبی و دو طیفی جریان اصلاح طلبی جستجو کرد. زیرا در طی این حدود سه دهه شکست ، دلایل عدم موفقیت ، عدم انسجام و همدلی اصلاح طلبان ؛ درس عبرت نگرفتن از اختلاف و شکستهای قبلی ، پافشاری ناصواب هر طیف بر روی گزینه خود بدون توجه به عدم مقبولیت از طرف طیف دیگر ؛ سرخوردگی ؛ سردرگمی و نومیدی مردم از این همه اختلاف و دوگانگی جریان اصلاح طلبی را دانست.
 
به نظر شما لازم نیست از هم اکنون به اصلاح طلبان هشدار جدی داده شود که کار را به روزهای پایانی واگذار نکنند ؟
 ابتدا ذکر این نکته لازم است که بدانیم اختلاف نظر در بین اصلاح طلبان و بویژه اصلاح طلبان شهرستانهای چهارگانه به این معناست که ذات اصلاح طلبی در درون خود یک ذات متکثر و دموکراتیک است ؛ لذا تفاوت در دیدگاهها و نگرشها باید منجر به بازنگری ؛ اصلاح روشها و لغزشها شده و تجربه ناموفق گذشته را به فال نیک گرفته ؛ لذا در صورت انسجام و همدلی ؛ و کنار گذاشتن اختلاف نظرها از چشم اندازهای مطلوب پیش رو بهره برداری کرد.
دوستان پیش کسوت عرصه اصلاح طلبی شهرستانهای چهارگانه ؛ باید با عبرت از تصمیمات ناموفق لحظات آخری دوره های گذشته و بر پایه منش اصلاح طلبانه و ترجیح منافع جمعی و حزبی بر منافع فردی ، طیفی و قومی ؛ برای موفقیت و جبران اشتباهات گذشته از هم اکنون ؛ با پرهیز از فرصت سوزی و اتلاف زمان و انرژی و با شناخت و بررسی و برنامه ریزی مطلوب ؛ انتخاب گزینه نهایی را به روزهای پایانی و نزدیک به انتخابات واگذار ننمایند.
برخی بر این عقیده هستند چاره کار اصلاح طلبان حضور شخصی از اصلاح طلبان است که چندان درگیر دو طیف معروف لاهوتی و منطقیان نباشد ، نظر شما چیست ؟
اصلاح طلبان گرچه بر روی اصول و ایدئولوژی درون گفتمان اصلاحات با یکدیگر کنار می آیند ؛ ولی هنوز فاقد یک ساز و کار روشن ؛ سازماندهی شده و منظم برای رسیدن به تصمیمات مشخص هستند.
متاسفانه هر کدام از این دو طیف اصلاحات شهرستانهای چهارگانه ؛ بطور نانوشته حق وتوی تصمیمات را دارد و همین باعث شکستها و عدم تحرک و چالاکی این جریان شده است. که البته میتوان با استفاده از چهره های کاریزماتیک و فراطیفی این معضل را تا حدودی مدیریت کرد.
قطعا روند گذشته و کنونی حاکم بر فضای اصلاحات شهرستانهای چهارگانه ؛ که متکی بر اختلاف طیفی ؛ قومی ؛ عدم انسجام ؛ دوگانگی بوده ؛ کما فی السابق نمیتواند موفقیتی را برای اصلاح طلبان این حوزه به ارمغان  آورد. تجربیات ناموفق حداقل دو سه دوره گذشته ، دقیقا موید این ادعاست.که در هر کدام از این دوره ها ؛ یکی از این دو طیف فرد مورد نظر خود را بدون توجه به پذیرش طیف دیگر ؛ به عنوان فرد انتخابی جریان معرفی کرده و موفقیتی حاصل نگردید. لذا چاره ای جز این مدعا نیست که یا حضور یک شخص کاریزماتیک فراطیفی اصلاح طلب و یا انسجام دو طیف و توافق نهایی بر سر یک کاندید واحد مقبول ؛ تنها راه موفقیت این جریان در شهرستانهای چهارگانه است.
اگر اصلاح طلبان مجبور به انتخاب موحد یا عدل هاشمی باشند به نظر شما کدام راانتخاب می کنند ضمن اینکه از هم اکنون زمزمه هایی مبنی بر دیدار یکی از سران اصلاح طلب با توجه به نا امیدی از وحدت اصلاحطلبان با یکی از دو چهره مطرح اصولگرای حاضر در انتخابات اسفند ۹۸ به گوش می رسد؟
این موضوع با مبانی فکری و ذات اصلاح طلبی مغایرت دارد ؛ مگر اینکه افراد نامبرده فوق ؛ مبانی فکری و نگرشی خود را تغییر و گرایش به اصلاح طلبی خود را بصورت اعتقادی و عملی اثبات نموده باشند ، که تقریبا فرضیه بعیدی است ؛ لذا علی رغم دغدغه های رد صلاحیتهای گسترده اصلاح طلبان که یقینا در دوره آتی بصورت بغرنج تر بروز می نماید ؛ استفاده از حداقل روزنه های تاثیرگذار اصلاح طلبی و بویژه جوانان توانمند ؛ پرانرژی ؛ متخصص؛ متعهد؛ پرنشاط؛ معتقد و عامل به مبانی فکری و عملی اصلاح طلبی ؛ میتوان به استقبال این چالش رفت.
در پایان مختصری از نحوه حضور خود در انتخابات قبل تا نحوه و دلیل کنار رفتن خود بیان کنید و آیا چنین شکستی را برای اصلاح طلبان پیش بینی می کردید؟
 اینجانب در دوره انتخابات گذشته ؛ به عنوان سرباز اصلاحات به وظیفه حزبی خود عمل نموده ام؛ در هنگام ثبت نام ؛ علی رغم وجود فضای سیاسی نامطلوب و مسموم پس از سال ۱۳۸۸؛ که متاسفانه حتی برخی افراد بدلیل ترس از رد صلاحیت شدن ؛ حاضر به اعلام وابستگی حزبی خود نشده اند؛ با پرچم اصلاحات وارد صحنه کارزار انتخاباتی گردیده و در همان مرحله اول تایید صلاحیت گردیده و علی رغم استقبال نسبتا مطلوب اولیه ؛ با توجه به تصمیمات غیر مدبرانه ؛ عجولانه و لحظه آخری جریان طیفی اصلاحات؛ و با علم به شکست جریان ، انصراف و حمایت خود را از تصمیم و جریان اعلام داشته ؛ که البته به عنوان سرباز اصلاحات همچنان بر این تصمیم خود افتخار مینمایم.
در پایان امیدوارم که جریان اصلاح طلبی شهرستانهای چهارگانه؛ از این نزدیک به سه دهه شکست خود درس عبرت و تجربه کافی را کسب کرده و همچنان بر طبل نفاق ؛ دودستگی ؛ دوگانگی؛ و دو طیفی محکم نکوبند ، تا شکستی دیگر را تجربه ننمایند. و گامی محکم به سمت بلوغ سیاسی ؛ شایسته سالاری و تقویت حزبی و توسعه سیاسی برداشته شود.



برچسب ها : ,

تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است

نام:

نظر شما:


 

کد امنیتی: