کد مطلب: 26861       
تاریخ انتشار : ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۲ فروردين ساعت 1:22
نسخه چاپی

فقر سوادی پزشکان یا فقر مالی مردم کهگیلویه، جان مردم را کم ارزش کرده است؟

بشارنیوز- سازمان متولی درمان در شهرستان کهگیلویه چه در بخش اورژانس و چه در بخش های دیگر فرایند درمان را با کمترین حساسیت و دغدغه انجام می دهد.

اگر سوابق بیماری ها و حوادث منتهی به فوت در بیمارستان کهگیلویه با دقت نظر فنی و بی طرفانه بررسی شود به جرأت می توان گفت که  شاید برخی مرگ ها اتفاق نمی افتاد، ولی شوربختانه بی اطلاعی یا کم اطلاعی مردم منطقه از قوانین و مقررات حاکم بر نظام سلامت و سازمان درمان و همین طور تعهدات جامعه پزشکی، باعث می شود که تخلفات محتمل در این حوزه بدون پیگرد باقی بماند و در عمده  موارد  جدی نگرفتن  شکایات مردم توسط واحدهای نظارت مستقر در بیمارستان، گاها انگیزه و یا امید را برای طرح شکایت در افراد کاهش می دهد.
 یادم هست روزی برای تزریق آمپول به بیمارستان دهدشت مراجعه کردم و در کمال ناباوری با فروکردن نیدل از روی لباس به بدنم مواجه شدم. اگرچه بخیر گذشت ولی وقتی به سوپروایزر مراجعه کردم و با جواب "ایرادی نداره چیز خاصی نیست" مواجه شدم، بی خیال شدم. وقتی پسرعمه ام به دلیل یک بیماری ساده از بین رفت و من در حد مطالعات معمول پیرامون بیماری اش فهمیدم که می شد این سرنوشت را نداشته باشد و علیرغم تلاش و گفتگو به جایی دیگر انتقال نیافت و بعضا پزشکان آنجا خود را در حد پزشکان فوق تخصص در آمریکا می دانند و در دفاع از نظریه شان سرسختانه مقاومت می کنند و اجازه اعزام بیمار به مراکز درمانی معتبرتر را نمی دهند، باید گاهی و هر از گاهی منتظر این وقایع باشیم. 
وقتی فرایند درمان گاها مستند سازی نمی شود، تأمین دلیل برای طرح شکایت نیز گاها سخت و محتملا محکوم به شکست است.
شاید وقت آن رسیده است به مرگ های مشکوک در بیمارستان های آموزشی که بیماران را همچون موش آزمایشگاهی خود می بینند نگاهی کارشناسانه و از سر دلسوزی شود. شاید وقت آن رسیده است جوابی برای خانواده مادر سرماخورده ای که به بیمارستان رفت و برنگشت، داشته باشیم. همینطور برای جوانی که برای جراحی ساده بینی رفت و هرگز به هوش نیامد، یا مادر بارداری که به امید بازگشت به همزاه فرزندش رفت و هرگز هیچکدام برنگشتند، جوابی پیدا کنیم!
همه این سوالات بی جواب جواب دارند اما چه کسی از این جواب ها اطلاع دارد؟! آیا فقر مالی این مادران و جوانان جواب مساله است که نتوانستند به مراکز معتبر بروند؟! یا پزشکانی که بعد از فارغ التحصیلی به فکر ارتقای دانش خود نیستند و اغلب به واسطه سهمیه های خاص مدرک گرفته ولی سواد علمی لازم را ندارند؟!
همین ها اگر پیگیر کننده سمج و جیب پری داشتتد حتما به این جواب ها دسترسی پیدا می کردند ولی خوب می دانیم این رازهای گران تا ابد در مراکز آموزشی و نه درمانی ما، سربه مهر باقی می مانند.
امروزه، عليرغم تلاشهاي پزشكان و كاركنان بخش بهداشت و
درمان و وجود امكانات وسيع، ميزان نارضايتي و شكايت بيماران رو به افزايش نهاده است. عوارض ناشي از اقدامات پزشكي، كه منجر به دادخواهي بيماران ميشود، تأثير عميق و جدي بر زندگي فرد و خانواده بيمار داشته و تأثير طولاني و نامطلوبي بر شغل و زندگي اجتماعي وي باقي ميگذارد و حتي اين امر سبب اضطراب، استرس، افسردگي و انزواطلبي بيمار ميگردد. بدون شك، بخش عمدهاي از رضايتمندي بيماران در مراكز درماني، مربوط به رعايت حقوق آنان توسط كاركنان مراكز درماني و كمك
به آنان براي برآورده ساختن نيازهايشان ميشود. با در نظر گرفتن منشور حقوق بيماران، ميتوان از بيماران مراقبتهاي مؤثرتري را به عمل آورد. دريافت كنندگان خدمات بهداشتي و درماني خواستار رعايت و اجراي منشور حقوق بيماران هستند و انتظار دارند ضمن برآورده شدن نيازهاي بهداشتي و درماني آنها به حقوقشان احترام گذاشته شود.
آگاهي بيمار و ارائه كنندگان
خدمات بهداشتي و درماني نسبت به حقوق و تعهدات بيمار، منجر به شفافسازي روابط فيمابين ميگردد كه در نتيجه، از به وجود آمدن دعاوي احتمالي پيشگيري خواهد نمود. 
يافته هاي اين پژوهش بيانگر اين واقعيت است كه ميزان
آگاهي بيماران از حقوق خود در حد ضعيف ميباشد. عوامل متعددي ميتواند در پايين بودن آگاهي بيماران در اين بيمارستان مؤثر باشد؛ بيش از 90 درصد بيماران، خانم هاي خانهدار با سطح تصيلات ديپلم و پايين تر از آن بودند. اطلاعرساني مناسب نيز در زمينه آشنايي با حقوق بيماران كمتر صورت ميگيرد. ماهيت پدرسالاري حرفه پزشكي نيز ميتواند منجر به اين امر گردد كه بيماران به خاطر عدم آگاهي نسبت به فرايند درمان و نحوه ارائه آن، كمتر در اين زمينه مداخله نمايند و يا اينكه به دنبال آگاهي بيشتري باشند. آگاهي پزشكان نيز از حقوق بيمار در حد عالي بوده و از طرف ديگر، ميزان رعايت حقوق بيمار در بيمارستان در حد ضعيف بوده است. با توجه به اينكه ميزان آگاهي بيماران از
حقوق خود در بيمارستان پايين بوده، خواستار رعايت آن نيز
نخواهند بود و به نظر ميرسد كه تنها آگاهي پزشكان و
ارائه كنندگان خدمات از حقوق بيماران كافي نباشد، بلكه آنها بايد تلاش خود را بكار گيرند كه اين حقوق را نيز رعايت نمايند.



تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است

نام:

نظر شما: