کد مطلب: 29115       
تاریخ انتشار : ۱۳۹۸ شنبه ۱۶ شهريور ساعت 5:46
نسخه چاپی
آیین های سنتی محرم در کهگیلویه وبویراحمد

از نوای جانسوز شروه خوانی زنان تا هلیم پزی

ایران اسلامی رنگین کمانی از اقوام، آیین‌ها، گویش‌ها و مذاهب مختلف است اما برپایی آیین‌هایی مانند عزاداری شهادت امام حسین (ع) وجه مشترک همه ایرانیان است و در استان کهگیلویه و بویراحمد که عشق ویژه‌ای به اهل بیت (ع) دارند مراسم‌های ویژه‌ای برگزار می‌شود که سنگینی این واقعه پس از قرن‌ها همچنان احساس می‌شود.

ایران اسلامی رنگین کمانی از اقوام، آیین ها ، گویش ها و مذاهب مختلف است، در هر نقطه و دیاری از این سرزمین کهن یادگاری به بلندای تاریخ نهفته است ، اما حکایت محرم وعاشورا در این سرزمین قصه دیگری است که وجه مشترک همه اقوام است، لر و کرد و بلوچ و ترک و عرب همه با هر زبان و لهجه و گویشی در این ایام حزن انگیز و عاشقانه محرم تنها حسین (ع) را یک صدا، صدا می زنند.

 محرم و عاشقانه های حزن انگیزش ، عزاداری ها و رسومش در هر نقطه و شهری از این سرزمین نیز به فراخور فرهنگ ها و سنت های خاص از نزدیک ترین تا دورترین آبادی و روستاهایش نیز متفاوت است و از دیرباز و سالیان متمادی تاکنون این آیین ها به زیبایی و شور حسینی در میان مردم این مناطق ساری و جاری است.

استان سراسر شیعه کهگیلویه وبویراحمد با بافتی عشایری نیز برای ورود به ماه حزن انگیز محرم نیز با شور خاصی و در قالب آیین ها و عزاداری های منحصر به فرد به استقبال این ایام می روند که نوای جانسوز "شروه خوانی" زنان و مادران ایل در مناطق مختلف روستایی و عشایری زیباترین ، با ارج ترین و شورانگیزترین شیوه عزاداری مردم این دیار محسوب می شود.

ماه محرم اومیه (ماه محرم اومده)

ماه محرم امیه   شادی رته غم اومیه

معنی این بیت آن است که دوران و ماه های شادی و روح افزا به اتمام رسیده و ماه عزا و ماتم (محرم) فرا رسیده است و بیرق های عزا در بین روستاییان و عشایر برپا می شود.

این بیت شاید به طور معمول نخستین ندا و شور استقبال از ماه محرم در بین روستائیان و عشایر کهگیلویه و بویراحمد است که همچنان ادامه دارد.

شروه خوانی (نوای جان سوز) زنان ایلی کهگیلویه وبویراحمد در رثای مظلومیت امام حسین (ع) و یاران با وفای آن حضرت یکی از آیین های سنتی برجای مانده از گذشته های دور در این دیار است.

 شروه خوانی زنان نوعی نوای غمگینانه به معنای گریستن بر مرده و بیان کارهای نیک و سلحشوری شخص متوفی در صحنه کارزار و رزم بوده که بیشتر در مناطق روستایی و عشایری کهگیلویه و بویراحمد مرسوم است.

این نوع موسیقی آوازی، فارغ از همه موسیقی های مدرن امروزی، با لحن و آهنگی اندوهبار و سوز درونی ازسوی زنان و دختران شروه خوان این دیار در غم از دست دادن عزیزترین افراد ایل اجرا می شود.

شماری از زنان و دختران ایلی و عشایری این خطه نیز با بستن کمربندها و شال بندهای سیاه اطراف زن نوحه خوان حلقه می زنند و در غم مظلومیت شهدای کربلا به سوگواری می پردازند.

البته زنان و مردان با حلقه های جداگانه ای نیز برای سید و سالار شهیدان و یاران با وفایش عزاداری می کنند.

نحوه و شیوه عزاداری این حلقه ها و بیان مرثیه ها تا حدودی متفاوت است، یکی از مرثیه های متداول از سوی زنان و دختران گفتن «هوهوی» درجواب تک خوان (شروه خوان) بود که این نوع مرثیه هم اینک در آیین ختم و عزاداری های آنها همچنان مرسوم است.

مردان نیز در این هنگام کمر همدیگر را می‏گیرند و دایره ‏وار می‏چرخند و بر مظلومیت آقا و سرور وسالار شهیدان بر سر و سینه می‏زنند.

کـُتل بندی

کـُتل بندی و سیاهپوش کردن نیز از دیگر شیوه های سنتی و آیین های عزاداری در ایام حزن انگیز محرم بویژه در شب تاسوعا و روز عاشورای حسینی در این خطه سراسر شیعه است.

آنگونه که نقل شده در برخی مناطق این استان اگر فردی ذی نفوذ چه در رزم، بستر بیماری و یا حادثه ای از دنیا برود، رسم بر این است که مرکب وی را به نحوی خاص سیاهپوش و کـُتل بندی می کنند.

سپس در میدانی که به سمت این آیین آماده شده است می گردانند و عده ای از اعضا و خانواده متوفی و برخی سران طوایف نیز به دنبال مرکب راه می افتند و به محض رسیدن به میدان به زاری، شیون و عزا با ذکر ویژگیهای اخلاقی و رفتاری متوفی سر می دهند.

درتمام مدت سوگواری نیز سازهای موسیقی سنتی با نوایی سوزناک و غم انگیز که اکنون در بسیاری از مناطق این استان رنگ باخته است، جماعت عزادار را همراهی می کردند.

مردم این خطه بویژه در مناطق عشایری نیز به همان شیوه عزاداری سنتی و از آغاز دهه محرم به اجرای این نمایش کتل بندی و انجام رسوم خاص خود در وصف سرور و سالار شهیدان و یاران وفایش در دشت کربلا می پردازند.

آیین تعزیه خوانی

آیین تعزیه خوانی سنتی نیز یکی از آیین های فاخر ماه محرم در کهگیلویه و بویراحمد است که در میان اقوام، ایلات و مناطق عشایر نشین این خطه اجرا می شود.

مقتل خوانی و تعزیه خوانی در حقیقت شرح حال تاسوعا و عاشورای سال ۶۱ هجری در دشت نینوا و ذکر مصیبت های اهل بیت پیامبر(ص) در کربلا بر اساس روایت های خاندان امام حسین(ع) به ویژه زینب کبری(س) و حضرت سجاد(ع) است.

این نوع ذکر مصیبت به صورت نوحه برای مردم بیان می شود و سوگواران برای آنچه بر امام حسین(ع) و یارانش گذشته به سوگواری و سینه زنی می پردازند.

آیین مقتل خوانی و مشعل گردانی

به گفته رضا رفیعی از هنرمندان کهگیلویه و بویراحمد آیین های مقتل خوانی و تعزیه خوانی حتی در اوج بی رحمی های ساواک و ممنوعیت آن از سوی رضا شاه و از سال های ۱۲۸۷ تاکنون میان مردم این خطه مرسوم بوده است.

آیین «مشعل گردانی» و روشن کردن آتش با استفاده از هیزم بیشتر در روستاها و مناطق عشایر نشین در شب های تاسوعا و عاشورا نیز از دیگر آیین های سنتی و مرسوم در این دیار است.

مردم و سوگواران حسینی در روستاهای استان بر دور آتش حلقه می زنند و در رثای مظلومیت فرزندان پیامبر(ص) و شهدای دشت نینوا به سوگواری و عزاداری می پردازند.

علم گردانی

از دیگر سنت های مختص ماه محرم در این خطه علم گردانی و گهواره گردانی است که از همان شب های نخست دهه اول محرم از سوی دوستداران و عاشقان ابا عبدالله الحسین (ع) در مناطق مختلف این استان اجرا می شود.

بستن پارچه های سبز و چارقدهای سیاه و سرخ دور علم های برافراشته نیز از دیگر آیین سنتی است که از دیرباز در عزاداری های این خطه از ایران زمین نهادینه شده و همچنان در بسیاری مناطق روستایی نیز مرسوم است.

این روسری و چارقد زنان ایل از آنچنان قداست، پاکی، ارزش و ارجحیتی نزد مردم برخوردار بوده که حتی بسیاری از قتل ها، نزاع ها و تنش های عمومی میان مردم بواسطه آن بخشیده و حل و فصل می شود.

چارقد؛ نوعی پارچه های ضخیم به رنگ های مشکی و قرمز زنان بویژه روستایی و عشایری این خطه بوده که بر پیشانی و روی « مینا » یا (روسری) خود می بندند.

این چارقد و مینای زنان ایل که در گذشته بیشتر مرسوم بوده نیز به عنوان ابزاری در راستای اصلاح ذات البین و خاموش کردن آتش خشم و کینه میان مردم نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

نقل شده است که حتی در اوج درگیری ها و نزاع های دسته جمعی میان برخی طوایف و اقوام، هرگاه زنی چارقد (روسری) خود را جلوی آن شخص خشمگین و ناآرام قرار می داد، وی نیز در نهایت ادب و احترام به ساحت این «مینا» و یا چارقد زن ایل از ادامه درگیری و تنش نیز خودداری می کرد.

ماه محرم اومیه

فریدون داوری از شاعران، نویسندگان و پژوهشگران شعر آیینی در کهگیلویه وبویراحمد نیز در این زمینه می گوید: کمترین تفاوت و مقایسه ای بین عزاداری ها و گریه ها و اشک های مادران در این خطه برای سرور و سالار شهیدان با عزیزترین عضو خانواده وجود ندارد.

داوری تصریح کرد: مادران و زنان کهگیلویه وبویراحمدی در دهه محرم با همان سوز و گداز و دل های غمگین به استقبال آن می روند که گویی عزیزترین عضو خانواده را از دست داده اند.

وی با اشاره به برخی آیین ها و سنت های رایج دهه محرم در مناطق مختلف کهگیلویه و بویراحمد گفت:  مهمترین مرحله در فرآیند شروع دهه محرم پس از آنکه عده از نوحه خوانان و جوانان در کوچه ها با خواندن نوحه های محلی آغاز محرم را اعلام می کردند، جارو کردن میدان عزا و درست کردن علم و بیرق از دیگر مراحل مقدماتی این دهه بود که هر کسی با شوق و شور و رغبت به این مهم اقدام می کرد.

ماه محرم اومیه    شادی رته غم اومیه

او(آب) من حرم کم اومیه عباس تاتم اومیه

این نوحه بیت دوم نیز حکایت تشنگی روز عاشورا و فرزندان امام حسین (ع) از مشک خالی و دست های بریده حضرت ابوالفضل عباس (ع) دارد.

این نوحه زیبای محلی مهمترین شعر آیینی و سنتی در این استان برای استقبال از دهه محرم بوده که تاکنون نیز در برخی مناطق این رسم پابرجاست.

این پژوهشگر تاریخ و آیین های محلی در کهگیلویه وبویراحمد همچنین گفت: سیه پوش کردن و کتل بندی از دیگر شیوه های مرسوم و رایج در دهه محرم بویژه شب های تاسوعا و عاشورای حسینی در این خطه سراسر شیعه بود.

داوری یادآور شد: در این آیین مشهور کتل بندی اسبی را به عنوان اسب ذوالجلال زین می کردند و با تزئین بندی از بیرق های سبز در میان عزاداران حسینی می گرداندند، که در حقیقت تمثیلی زا تعزیه واقعه کربلا در شکل ساده آن بود و نوحه خوانان نیز با دیدن این نمایش در وصف این واقعه جانسوز نوحه سرایی می کردند.

شیر زردم و گل وابی

زنان و مادران نیز با ایجاد حلقه های عزا و با دیدن اسب ذوالجلال و نمایش کتل بندی در وصف شهدای کربلا شروه خوانی می کنند.

نوحه و شروه مرسوم در بین زنان و عشایر هنگام آیین کتل بندی و اسب گردانی معمولا این نوحه بود.

هوی هوی په نی چه وابی    شهرگل شهر گل وابی شیر زردم و گل وابی

داوری همچنین به یکی رسوم قدیمی در میان زنان و مادران ایل در این خطه اشاره کرد و گفت: زنان و مادران روستایی و عشایری در این استان با ساخت گهواره ای (ته ته) به یاد حضرت علی اصغر ع طفل ۶ ماهه دشت کربلا و زنگوله هایی را به به آن اویزان می کردند و پارچه سبزی بر روی ان می کشیدند.

این شاعر و پژوهشگر آیینی می گوید: زنان نیز با گرداندن این گهواره به میان جمعیت عزادار به شروه خوانی در وصف این طفل شش ماهه می پرداختند و سپس با وصل کردن سنجاق و گره زدن پارچه ضمن طلب حاجت و شفا از کوچکترین شهید کربلا فرزندان خردسالشان را نیز نذر ضریح این گهواره می کردند. 

چاوش خوانی

داوری آیین چاوش خوانی در استان کهگیلویه و بویراحمد را اگرچه آیینی صادراتی از استان های جنوبی و عمدتا از سادات می داند اما می گوید: این آیین که قدمتی طولانی در میان مردم این خطه دارد همچنان از مهمترین و زیباترین رسوم در میان مناطق مختلف به ویژه مناطق و شهرهای گرمسیری منطقه مرسوم است.

محمدی محمدا گرم ترین و سوزناک ترین نوحه 

محمدی محمدا        آخ به دشت کربلا

شمر لعین و بی حیا سرش برید او وش ندا  ( سرش را برید آب هم بهش نداد)

فریاد یا محمدا

داوری می گوید: این نوحه و دوبیتی معمولا یکی از نوحه های گرم، سوزناک و مرسوم در مناطق روستایی و عشایر این خطه که بیشتر به نوحه مردانه مشهور بود از سوی افراد بومی و بیشتر جوانان پیرغلامان روستا به صورت تک بیتی، دوبیتی سروده می شد.

وی تصریح کرد: این نوحه معمولا بیشتر در شب های تاسوعا و عاشورا خوانده می شد.

شروه خوانی زنان ایل

هنرمند و مستندساز کهگیلویه وبویراحمد نیز با اشاره به برخی آیین ها و سنت های رایج ایام محرم و عزاداری های خاص زنان این استان نیز می گوید: در گذشته وقتی پیرغلام مسجد روستا ندای یا حسین(ع) یا حسین(ع) سر می داد، کمتر کسی بود که متوجه آغاز ایام محرم نشود.

 محمد سلیمی راد در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: در روستاها علاوه بر عزاداری مردان ؛ زنان نه تنها تماشاگر بودند، بلکه در تاریکی بیرون از مسجد مینا (روسری) خود را روی سر می گذاشتند و در وصف شهدای دشت کربلا و مظلومیت قیام حسین ع شروه خوانی و نوحه سرایی می کردند.

نوحه آغازین

به گفته این مستندساز مهمترین نوحه در آغازین روزها و شب های ماه محرم این نوحه بود که بیشتر از سوی زنان و مادران ایل نیز سروده می شد.

ای ماه ماور ایما   سلطون و سرور ایما امام حسین کشتن   ای خاک بر سر ایما

وی تصریح کرد: چند روز قبل از شروع محرم تعدادی از زنان روستا با در دست داشتن جارو محل عزاداری را که معمولا حیاط مسجد یا مکانی در وسط روستا بود را تمیز می کردند. شب های اول محرم آنها با در دست داشتن ظروف چای و قند و هیزم پذیرایی از مردان عزادار را تا شب آخر انجام می دادند.

عزاداری خاص

سلیمی راد می گوید: در گوشه تاریکی از محل عزاداری با روشن کردن آتش از دختران جوان گرفته تا زن های مسن دو گوشه چادرشان را تا می زدند، و از شانه ها؛ بالا و پایین می بردند و با نوای "هوی هوی" داغشان را تازه می کردند.

یک نفر که تقریبا مسن تر از دیگر عزاداران بود نیز به وسط دسته هایی که به حالت دایره ی نامنظم بودند می رفت و برای هماهنگی بیشتر شعر "سکینه به دور خیمه ها آه و ویلا می کند" را می خواند  این نوع عزاداری معمولا به شکل ایستاده و بدون حرکت انجام می شد.

وی یادآور شد: بسیاری اشعار استفاده شده تم مادرانه و زنانه داشت که بیشتر در وصف حضرت زینب؛ حضرت سکینه؛ حضرت رقیه؛ رباب و... از سوی زنان و مادران ایل سروده می شد.

این مستندساز عاشورایی می گوید: در مواردی دیگر پیرزن ها دور هم می نشستند و یک نفر به عنوان شروه خوان؛ با چارقد یا می نا صورتش را می پوشاند و شروه می خواند.

شروه خوانی زنان نوعی نوای غمگینانه به معنای گریستن بر مرده و بیان کارهای شایسته اوست، این نوع موسیقی آوازی با لحنی اندوه بار و سوز درونی ازسوی زنان و دختران به گویش‌های مختلف بصورت تک خوان اجرا می‌شد.

سلیمی راد تصریح کرد: بعد از شروه خوانی به حالت نشسته دست هایشان را به شکل ضرب دری باز و بسته می کردند یک نفر نیز "سرخون" می شد و اشعاری را به زبان محلی می خواند و مابقی نیز که به دور این سرخون حلقه زده بودند پاسخ تک خوان را می دادند.

دو طفل شهربانو

منظور از طفلان مسلم

وی می گوید: در شبی دیگر از محرم دو پسر بچه را که نماد طفلان مسلم بودند؛ لباس مخصوص سقا به تن می کردند و در پشت تپه ای در نزدیکی روستا رها می کردند.

این نویسنده و مستندساز تاکید می کند: زن های روستا دو دسته می شدند و فانوس به دست به دل کوه می زدند و مراسم طفلان مسلم را به جا می آوردند.

به اینگونه که هر دسته به یک قسمت از کوه یا تپه می رفتند و طفلان را صدا می زدند بعد از مدتی به مکانی که بچه ها بودند می رسیدند و بعد از پیدا کردن آنها هر دو گروه به هم می پیوستند و بالای تپه ای مشرف بر روستا؛ دو طفل را در وسط قرار می دادند به دورشان می چرخیدند و شروع به عزاداری می کردند.

یه طفل شهربانو

دو طفل شهربانو

نخورده شیر مادر

رفته به جنگ کافر"

سلیمی راد می گوید: در گذشته مردان عزادار روستا هر شب را در یکی از روستاهای اطراف و یا زمانی که در سردسیر بودند در دیگر وُردها عزاداری می کردند.

به این شکل که مسیر کوتاهی را فانوس به دست تا روستا می پیمودند و نوحه خوانی می کردند.

وقتی به نزدیکی روستا می رسیدند به شوری وصف ناپذیر به سینه می زدند که مردم آن مکان از حضورشان مطلع شوند.

مردم روستای مقابل نیز به استقبالشان می آمدند و تا محل عزاداری آنها را همراهی می کردند. شب بعد عزاداران آن روستا وظیفه خود می دانستند که در جواب آنها همان رسم را بجا بیاورند و متقابلا به روستای آنها بروند.

سلیمی راد گفت:  در اینجا وظیفه زنان پذیرایی از مردان عزادار مهمان بود و سعی می کردند به بهترین شکل رسم مهمان نوازی را بجا بیاورند.

سلیمی راد ادامه داد: زنان روستا روز تاسوعا در یک مراسم خاص به سمت امامزاده روستا حرکت می کردند و در حیاط امامزاده حجله‌ای برای حضرت قاسم (ع) می بندد به اینگونه که به دستان یکی از دختران جوان روستا حنا می گذاشتند و مراسم حنابندان را انجام می دادند.

وی اظهار داشت: همچنین گهواره‌ای که به زبان محلی ته ته گفته می شود برای حضرت علی‌اصغر (ع) آماده می کردند و بچه های شیرخوارشان را یکی یکی در گهواره قرار می دادند و در واقع از امام حسین(ع) و طفل شش ماهه دشت کربلا می خواستند که شفای فرزندانشان شود.

آنها به ‌صورت دایره ‌ای دور گهواره می‌نشستند و برای دامادی حضرت قاسم (ع) و حضرت علی‌اصغر نوحه (شروه) خوانده و عزاداری می‌کردند.

هریسه پزون

این مستند ساز همچنین گفت: در روز عاشورا زنان روستا وسایل غذای نذری از جمله گندم و روغن و... را از دیگر خانه ها جمع می کردند و در حیاط یکی از خانه ها که بزرگ تر از بقیه بود مشغول پخت و پز می شدند که به این آیین را هریسه پزون(آش گندم)می گفتند.

در آن روز فقط در یک یا چند خانه غذای نذری پخت می شد ولی در دیگر روزها یا شب های دهه اول محرم هر خانواده برای نذرش غذا یا میان وعده ای برای عزاداران می پخت و به محل عزاداری می برد.

سلیمی راد افزود: در هر ده شب محرم هر نفر مقداری قند و چای برای پذیرایی در مواقع استراحت عزادارها و در شب های سرد زمستان تعدادی چوب بلوط برای گرم کردن خودشان به مسجد می بردند.

به گفته این مستند ساز: سهمیه هر خانواده برای مراسم هریسه پزان در روز عاشورا به اندازه توان مالی شان بود.

 هرچند اجباری در کمک کردن نبود ولی با این وجود همه دست به دست هم می دادند تا به بهترین شکل وسایل مورد نیاز نهار آن روز بخصوص را مهیا و از عزادارن مرد روستا که همه آن روز مهمان سفره امام حسین(ع) بودند پذیرایی کنند.

به گفته سلیمی راد: معمولا خانواده های دامدار گوسفند قربانی می کردند؛ کشاورزان گندم و برنج می آورند و افراد کم بضاعت نیز ظروف پخت و پز غذا را مهیا می کردند.

عده ای در حیاط برنج و گندم ها را پاک می کردند و عده ای دیگر مشغول شستن دیگ های بزرگ غذا بودند آنها می بایست تا قبل از حرکت دسته های سینه زنیِ مردان برای رفتن به گلزار شهدا یا امامزاده ای در نزدیکی روستا غذایشان را آماده می کردند و به مراسم می رفتند.

به گفته این هنرمند : هر کس حاجتی و یا مشکلی در زندگی اش داشت قابلمه ای در دست می گرفت و همزمان که در دیگ بزرگ غذای نذری می چرخاند از امام حسین(ع)طلب برآورده شدن حاجتش را می کرد.

 سلیمی راد می گوید: زنانی که مشکل نازایی داشتند در حالی که اشک می ریختند امام را به طفلان شهید کربلا قسم می دادند که به آنها بچه ای ببخشد و معمولا اگر بچه دار می شدند آنها را به نام اسامی شهدای کربلا از جمله علی اکبر و علی اصغر نامگذاری می کردند.

بعد از انجام مراسم اولیه هریسه پزون طبق معمول پشت سر مردان از جلوی مسجد روستا مسیر یک کیلومتری تا گلزار شهدا یا امامزاده را عزاداری می کردند.

یکی به عنوان "سرخون" شروع به مرثیه خوانی می کرد و دیگران در حال حرکت به سر و سینه می زدند و با صدای بلندِ "لیکه" همه اهالی روستا را باخبر می کردند.

هنگام حرکت؛ دختران جوان با پای برهنه حلوای محلی دست پخت خودشان را بین عزاداران تقسیم می کردند.

درب حیاط هیچ خانه ای در روز عاشورا بسته نبود و در واقع یک نوع رسم مهمان نوازی در بین ایلات کهگیلویه و بویراحمد را نشان می داد که اگر کسی در بین مسیر حرکت تشنه بشود یا نیاز دیگری داشته باشد به یکی از خانه ها برود.

بعد از مراسم عاشورا مردان در مسجد روستا جمع می شدند و جوان ترها دیگ های غذا را به حیاط می آورند و با سینی های بزرگ دو و سه نفره هریسه(آش گندم) از آنها پذیرایی می کنند.

شستن ظروف غذای نذری در گذشته به این صورت بود که عصر روز عاشورا زن های روستا جمع می شدند و ظرف ها را به رودخانه کنار روستا می بردند و همه با کمک همدیگر آنها را می شستند و به صاحبش تحویل می دادند.

پنج آیین عزاداری کهگیلویه و بویراحمد در فهرست آثار ملی

مدیر کل میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری کهگیلویه و بویراحمد نیز گفت: پنج آیین عزاداری محرم این استان ثبت ملی شده است.

محمود باقری اظهار داشت: این آیین ها شامل استقبال از محرم در روستای امامزاده علی، مراسم نذری روستای دشت رز بویراحمد، دمام زنی حسینیه حضرت قاسم (ع) گچساران، مویه خوانی و آیین شام غریبان در کهگیلویه است

وی بیان کرد: این آثار در سالهای گذشته به سازمان میراث فرهنگی کشور ارسال شد و جزو آثار ملی قرار گرفت.

باقری گفت: هم اکنون این شیوه های عزاداری همزمان با فرارسیدن محرم در حال اجرا هستند

 


ایرنا
برچسب ها : ,

تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است

نام:

نظر شما: