کد مطلب: 28304       
تاریخ انتشار : ۱۳۹۸ شنبه ۲۹ تير ساعت 8:57
نسخه چاپی

پیری کجایی که یادت به خیر

انگار باید از هفت خوان رستم گذشت و لبخندی را از دهان شیر بیرون کشید و شبیه گل افسانه ایی مانایی عمر، بعد از چیدن کمتر از یک ثانیه اگر بر دیده کشیده نشود پژمرده خواهد شد.

روح الله صالحی - دوستی می گفت: «این روزها اینستاگرام سرای سالمندان شده است.» راست می گفت. بعد از مدت ها برای فهمیدن این موضوع سرک کشیدم و دیدم چالش پیری فراگیر شده است؛ همه می خواهند ببینند چهره ده، بیست سال بعدشان به مدد نرم افزار Face App چه شکلی می شود؟ جالب این جاست که همه نوعی ذوق زدگی از قیافه دفورمه و تغییر یافته خود را به اشتراک می گذارند و خیال می کنند پیری همین ذوق زدگی را خواهد داشت و هیچ تار موی سفیدی را قایم نخواهند کرد.

بچه که بودیم دوست داشتیم زودتر بزرگ شویم و وقتی بزرگ شدیم برعکس آرزو کردیم. کدام یک از ما نخواسته ایم به کودکی برگردیم؟ کدام سالخورده ما آرزو نکرده است که به جوانی برگردد؟ انگار این ظرف فعلی با روح ما سازگار نیست و مدام یک قالب دیگر را جستجو می کنیم آخر بازنده می شویم.

طبق نتایج نظرسنجی ملی ایسپا در سال 1394 که از سالمندان کشور پرسیده شد: «آیا در روز گذشته احساس شادمانی کرده اید؟ 60.6 درصد پاسخگویان اعلام کرده بودند در روز گذشته احساس شادمانی کرده اند. این مقدار در پیمایش ملی ایسپا در سال 1397 به 53.4 درصد رسیده است. بدون شک می شود گفت این منحی همین حالا پایین تر آمده است.

این کاهش را شاید بسیاری به مباحث تحریم و تورم و این طور چیزها ربط بدهند. اما همه این ها زیر مجموعه این است که ما بلد نیستیم حس شادمانی چگونه به دست می آید؟ چطور می شود با حداقل ها حس شادمانی به دست آورد؟ چیزی که در نوستالژی های دهه پنجاه و شصت دیده می شود که افراد آموخته بودند در وسط کوچ اجباری جنگ و آژیر زرد و قرمز ... شادان بمانند.

شادمانی، نشاط، خوشحالی، شادی، شادانی، خرمی، سرور، مسرت، انبساط، بشاشیت، ابتهاج، فرح، بهجت، عشرت، طرب و... را نمی شود از دل هیچ نرم افزاری بیرون کشید. مگر آموزش و ممارست چگونه به هرکدام از این هم خانواده و هم معانی دست پیدا کردن را بلد بوده باشیم. انگار باید از هفت خوان رستم گذشت و لبخندی را از دهان شیر بیرون کشید و شبیه گل افسانه ایی مانایی عمر، بعد از چیدن کمتر از یک ثانیه اگر بر دیده کشیده نشود پژمرده خواهد شد. تهی داریم خود را مهیای پیری می کنیم که هی فلانی نگران نباش پیری هم ته مایه امروزت را داری به اضافه چند خط و چروک بیشتر...

پیری فقط چند خط و چروک زیر چشم و روی پیشانی نیست که بشود کشیدشان و صاف نگه داشت. پیری در سایه عدم امنیت تأمین اجتماعی، خطرناک ترین مقطع سنی انسان می شود. تلاش ها برای به حداقل رساندن این نگرانی کافی نیست و کشور ما در آینده نزدیک کشور ساخورده ای به شمار خواهد رفت و اگر حس شادمانه زیستن را به نسل میان سال آموزش ندهیم با کشوری پیر و افسرده و بیمار روبه رو خواهیم بود.

این روزها قشر تحصیل کرده و به اصطلاح به روز، دچار یک جور اندوه مزمن شده است که اپیدمی پیش می رود. این قشر و دسته، انگار حس کرده اندوه پشت دیوار دانایی است و حتی چالش و بازی فضای مجازی هایشان هم نوعی اندوه و رنج از جنس پیری دارند. این که این نرم افزار نیت جاسوسی دارد یا سود دهی به ما ربطی ندارد. اما این که چطور می شود با این انرژی و توان اکنون، به سی سال بعد برویم؛ فقط از توان فیلم های علمی و تخیلی برمی آید.

جدای از ماجرا که جنبه سرگرمی دارد اما تبدیل بازی صرفا نمایشی Face App به یک کنش اجتماعی جای نگرانی دارد. به طوری که حالا دیگر بازی نیست و کارکردی انتقادی و اجتماعی پیدا کرده است. عکس های دختران جوان زیر سی ساله و ساکن در مناطق مرزی و محروم را به اشتراک می گذارند که مثلاً تلنگر زده باشند که ببینید این ها چه زود پیر شده اند و مقصر هم که از پیش مشخص شده است و بستگی به گرایش سیاسی افراد دارد.

این که هر چیز را به کنش اجتماعی تبدیل می کنیم؛ از جایی به بعد نمادین خواهد شد و فقط کارکردی نمایشی پیدا خواهد کرد. نشانه تبدیل حسی کنجکاوی و پرسشگری به نوعی توهم آگاهی است. آگاهی که من به واسطه داشتن شبکه اجتماعی از هر چیزی می توانم سر دربیاورم و درآن موضوع حتی صاحب نظر دیده شوم.

تکثیر تصاویر دختران و زنان روستایی با اسم و فامیل کامل، دیگر بازی و چالش نیست. تکثیری که در لفافه دلسوزی پیچیده اند تا حس همذات پنداری و باور بیشتری را برانگیزاند. تبدیل یک سوژه به ابژه مبحثی فلسفی نیست که بگویم مشاهده شده یا می گردد و خلاص، این واقعیت تلخ جامعه ایست که فکر می کند طبقه پایین تر از خودش قابل ترحم است.ترحمی که از بازی شروع می شود و به اثرات مخربش بر روان اجتماعی فکر نمی کند.

 



برچسب ها : ,

تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است

نام:

نظر شما: